جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
368
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
هاى پرگل و مزارع جمع و جور و جويبارى كه آب از ميان لبههاى مرتب آن جارى باشد و همچنين سروصداى ناگهانى ترن دودآلود گويا همه خود در دنيا نيست و به هرحال جاى آن در ذهن مردم ايران پاك خالى است . آنها در زندگانى شيوهء سادگى دارند . در سرزمين ما همه سروصدا و تلاش و شتاب است و در آنجا سكوت و سكون استقرار يافته و يادگار روزگار قديم و ديرپاست . تاختوتاز تركمنها - بين مزينان و شاهرود كه مسافتى در حدود صد ميل و شامل چهار منزل است سابقا از لحاظ ترس و آدمكشى مشهور بود . در اين حدود كه انتهاى غربى كوهستانهاى خراسان است رشتهكوههاى بلند رفتهرفته كوتاهتر مىشود و رودخانهء اترك كه در مسيرى مارپيچ به سمت دامنه جريان دارد از اين ارتفاعات سرچشمه مىگيرد . سراسر اين رشته جبال روزگارى مركز و كمينگاه دستههاى تركمن بود كه از راه دشت و دره به مسافرانى كه به مشهد رفتوآمد مىكردند برقآسا تاخته و با غارت كردن اثاث و همراه بردن حيوانات و گاهى نيز اسير و زنجير كردن افرادى كه به قاچ زين خود مىبستند با همان سرعتى كه صاعقهوار نازل شده بودند پا به فرار مىنهادند . بين مشهد و مزينان من بارها علامت راهزنى و غارت ايشان را ديدم و آن برجهاى متفرقى است كه بين عشقآباد و مشهد و از سرخس تا فراه و از شاهرود تا حتى قم ديده مىشود كه حاكى از عمل تاختوتاز اين دستههاى غارتگر سرحدى است . گاهى تقريبا در همهجا از اين قبيل پناهگاهها هست و همين كه برآمدن گردوغبارى از دور هجوم اين غارتگران را خبر دهد دهاتى از سوراخى كه در زير برج هست به داخل خزيده و سنگى هم در جلو سوراخ نهاده و آنقدر نيمه نفس در آنجا درنگ مىكند تا طوفان بلا رفع شود . در آن حفرهها روستائى بيچاره از خطر مصون خواهد بود . مگر آنكه در كشتزار به دست آن راهزنان گرفتار شود كه در اين صورت مرگ و يا غارت و اسارت در پى خواهد داشت